کتابخوانی ، باب گفت وگو را باز می نماید
به گزارش وبلاگ مونوپاد، بیا با هم حرف بزنیم. چند سال قبل این شعار سال سازمان جهانی بود برای درمان افسردگی که گویا همه مردم جهان را به نوعی درگیر نموده است.این سازمان صحبت کردن و گفت وگو را یکی از موثرترین راه ها برای درمان افسردگی می داند.
اما به نظر می رسد گفت وگو و صحبت در فضایی آرام و دموکرات که طرفین بپذیرند قرار است با هم صحبت نمایند تا اختلاف یا سوءتفاهمی حل گردد، یکی از بهترین راه ها برای کنترل خشونت در جامعه است.
شاید اگر شعار بیا با هم حرف بزنیم در همه جای کشور نوشته گردد و کم کم به پس زمینه تفکر ما تبدیل گردد، بسیاری از خشونت ها و نابهنجار ی ها حل گردد.
اگر بپذیریم گفت وگو بهترین راهکار است و را ه های صحبت با هم را یاد بگیریم دیگر لازم نیست در هر سطحی بجنگیم و دعوا کنیم.
با شهرام شفیعی، نویسنده کتاب برای بچه ها و نوجوانان هم صحبت شدم تا از فرهنگ گفت وگو و چگونگی فراگیری اش برایمان بگوید.
او که برای بچه ها می نویسد، بهتر می داند اگر بچه ها گفت وگو را یاد بگیرند جهانی آینده جهانی بهتری خواهد بود.
انتخاب با بچه ها است
شفیعی، کتابخوانی را یکی از بهترین راه های گسترش گفت وگو در خانواده و بین فرزندان و والدین می داند.
این نویسنده می گوید: وقتی پدر یا مادر برای خردسالان کتاب می خوانند یعنی فضای تعاملی به وجود آمده و والد و فرزند برای هم وقت گذاشته اند و به نوعی دارند گفت وگو می نمایند. حالا یک طرف این صحبت، نویسنده ای است که کتاب او برای خواندن انتخاب شده و صحبت هایش را والد قبول نموده و این اعتماد آن قدر عمیق شده که تصیم گرفته آنها را به فرزند خود بیاموزد.در اینجا چالشی هم به وجود می آید که اگر از آن به درستی استفاده گردد،می تواند گفت وگو را به جهت درستی ببرد.این که والدین در زمان خواندن کتاب به فرزند خود این امکان را بدهند که او قصه و فرایند کتاب را دوست داشته یا نداشته باشد.اگر بچه در جایی از کتاب دیگر حوصله شنیدن آن را نداشت یا به شخصیت ها و رفتارهای داستان انتقاد کرد، والدین نظر او را بپذیرند.این یعنی گفت وگوی سالم و این که عظیم ترها تصمیم ندارند نظر و سلیقه خود را به کوچک ترها تحمیل نمایند. معتقدم نباید از کتاب امری مقدس ساخت.چون در این صورت این باور را در بچه ها شکل می دهیم که گفته های هر کتابی درست است و آنها باید آن را بپذیرند در حالی که کتاب های زیادی در بازار هستند که محتوای آنها برای بچه ها سود ندارد و گاهی آسیب زا هم هست.به نظرم هر خانه ای باید کتابخا نه ای داشته باشد و بچه ها هم در این کتابخانه سهمی داشته باشند، حتی در چینش کتاب ها باید نظر بچه ها را پرسید و این که بچه دوست دارد کدام کتاب را بخواند و خودش آن را از کتابخانه بیاورد.همه اینها تمرین گفت وگو با بچه ها و فرزندان است.به نظرم گفت وگو درباره کتاب، آغازگر گفت وگو در خانواده است.
انسان کتابخوان، جامعه متفکر می سازد
از شفیعی می پرسم چگونه می توان گفت وگو را فرهنگ سازی و آن را به یک احتیاج اجتماعی و فردی تبدیل کرد؟ می گوید: قبول کنیم، دوره این که عظیم ترها و والدین درست ترین و آخرین حرف را در خانواده یا جمع می زنند، تغییر نموده. همین که بپذیریم شاید آن که سنش کمتر است، آموخته هایش بیشتر و موثرتر از ماست و بپذیریم باید به بچه ها و نوجوانان هم فرصت صحبت و ابراز عقیده بدهیم، یعنی یک گام عظیم در جهت گفت وگو و تعامل سازنده برای دوستی و ارتباط بیشتر و کم کردن خودمحوری در خانواده و جمع برداشته ایم.اگر بخواهم درباره تاثیر کتابخوانی در این زمینه صحبت کنم باید به این نکته اشاره کنم که وقتی به فرزندان اجازه می دهیم درباره آنچه می خوانند یا دوست دارند، بخوانند صحبت نمایند، یعنی صبر و شکیبایی شنیدن صحبت آنها را داریم حتی اگر بر خلاف میل ما باشد.همین ارتقای سطح تحمل به وسیله گفت وگو می تواند خیلی از مسائل احتمالی را حل نماید.وقتی ما گفت وگو در خانواده را یاد بگیریم حتما در مدرسه و در محیط های عظیم تر هم از این مهارت استفاده می کنیم.در این صورت است که به جای واکنش های لحظه ای و گاهی توام با خشم، از فکرمان استفاده نموده و کوشش می کنیم بهترین راهکار را بدون کمترین آسیب ارائه کنیم.خانواده که کتابخوان باشد، جامعه متفکر می گردد و چنین جامعه ای رشد نموده و پیشرفت می نماید،چون آدم هایش می اندیشند و راه های بهتری برای زندگی و روابط پیدا می نمایند.
من برخلاف بعضی که انتقاد هایی به میزان کتابخوانی در کشور دارند، معتقدم مردم ما کتاب زیاد می خوانند.اگر سری به کتابفروشی ها بزنیم حتما متوجه این استقبال می شویم.کتابفروشی های زیبا که فضای دلنشینی دارند روز به روز بیشتر می گردد.من بارها با چشم خود دیده ام که مقابل صندوق کتابفروشی ها صف می بندند.گروه های زیادی برای ترویج کتابخوانی تشکیل شده اند که حتی به دورترین نقاط ایران هم کتاب می برند و عظیم و کوچک را تشویق به کتابخو انی می نمایند و همه به این نکته تاکید دارند که کتابخوانی باب گفت وگو را باز می نماید و اگر گفت وگو در فرهنگ زیستی و شخصی ما جا باز کند، بسیاری از مسائل حل می گردد.
بچه ها می توانند جهان را تغییر دهند
به شفیعی می گویم در یک ماه اخیر چند قتل خانوادگی رخ داد که بعضی دلیل آن را نبود فضای گفت وگو بین اعضای خانواده ذکر می نمایند و می گویند اگر ما بلد باشیم درباره مسائل مان صحبت کنیم حتما به راهکار هایی می رسیم که نتیجه اش غیر از آن چیزی است که رخ داده.به نظرتان چگونه می گردد از این تهدید به عنوان فرصت استفاده کرد و گفت وگوی سازنده را جایگزین مجادله و خشونت کرد؟
می گوید: ابتدا بگویم که من با بعضی از واکنش های شبکه های اجتماعی درباره این موضوعات مخالفم، هر چند اصل خشونت اعمال شده را به هیچ عنوان نمی پذیرم، اما به باور من خطایی از هر دو طرف سرزده.نمی توان یکجانبه گفت آن که قتل مرتکب شده صددرصد مقصر است. باید باز هم از گفت وگو استفاده کنیم و بپرسیم چه شد که کار به اینجا رسید؟ اما چیزی که باید حواسمان باشد، این است که خطا نباید به خشونت و قتل منجر گردد و اینجا ست که چالش بلد نبودن گفت وگو منجر به خشم می گردد.
در چنین شرایطی مهم ترین نکته این است که ابتدا باید فضای امنی برای صحبت ایجاد گردد تا طرفین بتوانند صحبت نمایند و بدانند وقتی حرفشان را گفتند، امنیت جانی و روانی شان از بین نمی رود.این امنیت زمانی ایجاد می گردد که پدر و مادر سعه صدر و تحمل شنیدن صحبت های فرزند را بالا برده باشند.در همان ابتدای صحبتم گفتم بهترین راه برای گسترش فضای گفت وگو و نقد آنجاست که به بچه ها اجازه بدهیم درباره کتابی که برایشان می خوانیم نظر بدهند یا حتی بگویند که آن را دوست ندارند یا نظرشان را درباره فضا و شخصیت های داستان بگویند.
به نظرم کتابخوانی و صحبت درباره کتاب بهترین راه برای ایجاد فضای گفت وگوست.اگر می خواهیم جامعه سالم و بدون خشونتی داشته باشیم باید از کتاب آغاز کنیم. مردمی که فرهنگ چگونه کتاب خواندن را بیاموزند، گفت وگو را هم یاد می گیرند.
باید از گروه های کتابخوان که راه اندازی شده اند، حمایت گردد و بیشتر شوند.به نظرم باید به دور دسترس ترین نقاط کشور کتاب و کتابخو ان بفرستیم و کوچک و عظیم را تشویق کنیم که کتاب خوب بخوانند.
کتاب ها آدم ها را با جهانهای متفاوتی آشنا نموده و تجربه زیست بهتری را نشان شان می دهند.حتی اگر فقط بچه ها کتاب بخوانند و راه درست زندگی کردن را یاد بگیرند، حتما می توانند بر عظیم تر ها هم تاثیر بگذارند و جامعه و خانواده بهتری بسازند.
طاهره آشیانی - روزنامه نگار / روزنامه وبلاگ مونوپاد
منبع: جام جم آنلاین